تبليغاتX
.:حـ‌ــرف دل:.
پنجشنبه 31 اردیبهشت1388
آماده مرگ!
گویند: صاحب دلى ، براى اقامه نماز به مسجدى رفت . نمازگزاران ، همه او را شناختند؛

پس ، از او خواستند كه پس از نماز، بر منبر رود و پند گوید . پذیرفت .

 نماز جماعت تمام شد . چشم ها همه به سوى او بود. مرد صاحب دل برخاست و بر پله نخست منبر نشست . بسم الله گفت و خدا و رسولش را ستود.

 آن گاه خطاب به جماعت گفت :

مردم !هر كس از شما كه مى داند امروز تا شب خواهد زیست و نخواهد مرد، برخیزد!

 كسى برنخاست . گفت :

حالا هر كس از شما كه خود را آماده مرگ كرده است ، برخیزد!

  باز كسى برنخاست . گفت :

 

 شگفتا از شما كه به ماندن اطمینان ندارید؛ اما براى رفتن نیز آماده نیستید!

 

«ألم يأن للذين ءامنوا أن تخشع قلوبهم لذکر الله ما نزل من الحق>>

 

آیا وقت آن نرسیده که دلهای مؤمنان، با یاد خداوند   و آن چه از حق

نازل شده است خاشع گردد؟ و روى به خدای متعال آورده و به ياد او

بوده ُو پذيراى حق و حقيقت گردند !؟

 

منبع: حكایت پارسایان اثر : رضا بابایى

+ نوشته شده توسط : حـــامد
سه شنبه 22 اردیبهشت1388
افسون گل سرخ

 

کار ما نیست شناسایی راز گل سرخ،

کــار ما شایــد ایـنــست که در افسون گل سرخ شناور باشیم،

 کار ما شاید اینست که میان گل نیلوفر و قرن پــی آواز حقیقت بدویـــم

 

 

+ نوشته شده توسط : حـــامد