

آنکه هر گز نیامد ونرفت
داور تاریخ چه خواهد نوشت
بر گور من نامده و نارفته
اثرش خواهد بود
این همان نیست که در آمدنش تاخیر داشت
و همان نیست که در رفتن خویش تعجیل داشت
لوح جاوید چه خواهد سرشت
بر لوح منه سر گشته
اینچنین شاید بود
آه و دم بیش نبود
یک نفس عربده بود
کز دهن مست زمان
غضب آلوده رها گشته بود
عارفان خواهند گفت:
اشک شوقی که از پرتو دیدار دو ابر
بر لب خشک حیات
نور امید پاشید
ناظران طوطی وار..
می شناختی ؟بله
واقعا حیف از آن
مرد ولی راحت شد
من تو هم خواهیم مرد
و اما شاعر: چه خواهد سرود؟
بر شعر من سر گشته
ثمرش خواهد بود
نو گلی از لجن رویید
عطر روحش در نهان پیچید
وسپس باد خزان
او را از میان بر چید
سید رضا شاهمیری